امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

روز شکفتن کفشدوزک کوچولومون

بالاخره بعد از دو ماه از تولدت تونستم تو این ماه زیبای رمضان که معمولا تا سحر بیدارم عکسهای  تولدت  رو آماده کنم و تو وبلاگت بذارم . ثانیه ها , دقیقه ها , ساعتها و روزها به سرعت باد گذشتن و امروز پسرم یه ساله شد! پسرکم... عزیزکم... دلبندم..... تو این یک سالی که گذشت با هر بیقراریت بیقرار شدم و با هر لبخندت , خنده شادی در دلم سر دادم... تو سعی می کنی با قدمهای لرزانت ایستادن را تجربه کنی و من با هر تلاشت , موجی از شادی و  عشق وصف ناپذیری را تجربه می کنم و امید به زندگی را  بیش از پیش در سر می پرورانم. "ماما" گفتن تو ,...
4 خرداد 1393

کودکم

لحظه های هستی من از تو پر شده ست در تمام روز در تمام شب در تمام هفته …در تمام ماه در تمام سالی که گذشت… نازنین من شب را در می نوردم و ز تاریکی گریزی ندارم می دانم روشنایی در راه است و فانوس عالم گونت روشنی مهتاب به تن دارد مهربان من در شکفتن جشن نوروز بر ایت در همه ی سال سر سبزی جاودان و شادی ، اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم  کودکم   پیام نوروز این است. دوست داشته باشید و زندگی کنید. زمان همیشه از آن  شما نیست   پس دوستت دارم بهترینم نورو...
20 ارديبهشت 1393

غیرمنتظره ها

درست همون لحظه ای که خوابیدی و من فکر می کنم دیگه وقتشه بزارمت توی تختت، چشمات باز می شه و انگار ساعت ها بوده که خواب بودی و دیگه قصد لحظه ای پلک روی هم گذاشتن رو نداری... درست همون لحظه ای که باید بیدار باشی، خواب عمیق میاد سراغت... درست همون لحظه ای که پوشکت رو عوض کردم و با خیال راحت داریم با هم بازی می کنیم، یه اتفاق تازه اون تو می  افته... درست همون لحظه ای که فکر می کنم چقدر همه چیز آرومه، صدای گریه هات تا خود ابرا بالا می ره... درست همون لحظه ای که فکر می کنم زمام بچه داری تو دستم افتاده، همه چیز کن ف یکون می شه... درست همون لحظه ای که  باید، یه نباید اتفاق...
8 ارديبهشت 1393

380 روزگیت مبارک

این عقربه های ساعت هستند که لحظه ای از حرکت نمی ایستند, زمان متوقف نمی شود و من شاهدم ، شاهد رشد کردن موجودی  ازهمان لحظه خلقت !    کودکم تمام هستی زندگی من 380 روزه  است که دیگر من صدای عقربه های ساعت را نمی شنوم و گذر زمان را نمی فهمم ، تنها صدایی که می شنوم صدای قلبم است  صدای فوران عشق  !   تو عشق مادر شدن را در وجود من متولد کردی و تولد عشق چیزی نیست که در کلمات بگنجد ! یکسال است که بی وقفه روح و قلبم برای تو می تپد و دیگر من ! نیستم . کودکم ، پسرکم ،دلبندم بدان که من بدون تو دیگر وجود ندارم ! زندگی من ، هستی م...
8 ارديبهشت 1393

تقدیم به مادرمممممممممممممممم

این پست تقدیم میشه به مادر خودم که سرشار از همه مهربانی های  دنیاست...   مادری که هیچ قلمی حتی نمی تواند او را بسراید   قدر اشکهاي مادرانه ات را بدان   قدر تمام سنگلاخهاي اين راه پر اضطراب را   سنگهايي که بزرگت ميکنند عظيمت ميکنند آنقدر که حليم شوي رحيم شوي   بروي نزديک خدا و بهشت کوچک شود برايت بيفتد زير پايت زير پاي تويي که از اشک به قرب رسيده اي خوش به حالت مادر ! بوي خدا ميدهي...   پاره‌ی تنم، حضور توست که "روز مادر" می‌برد در اوج آســـــــــــــــــــــمانم... نگاهت، لبخندت، عطر...
31 فروردين 1393

خدارو شکر که مادرممممممممم

  مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!  مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !  مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای  بالیدن تو چروک شد  مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن  او که نوازشگر همه سالهای  دلتنگی تو بود  مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.... عزیزم از روزی که توبدنیا اومدی این دومین سال  مادریه که تو رو دارم.  و این حس رو یا هیچ حسی توی دنیا نمی تونم عوض کنم. پسرم! گل انارم ! بدان که تو با ارز...
31 فروردين 1393

عیدت مبارک

      پسر قشنگم یک سال گذشت. تو این یک سال بهترین روزها رو باهم سپری کردیم. گاهی خندیدیم،گاهی  گریه کردیم. نمیدونی چقد از داشتنت خوشحالم. خداوندا تو را سپاس.بابت تمام لحظات شاد زندگیم،  برای خنده هایم ،خوشی هایم و برای تمام روزهای غمگین و دلگیر و بارانیم.  امیرمحمد نازم امسال اولین سالیه که با هم کنار سفره هفت سین نشستیم. آرزمون اینکه تا همیشه  کنارمون باشی.چند ساعت قبل از سال تحویل از حموم اومدی خوابیدی من و بابایی کارهای عقب مونده  رو  انجام دادیم و سفره هفت سین گل پسرمو آماده کردیم چند دقیقه به سال تحویل بیدارت کردم ، لباسهای عیدتو تنت کردم و وسط م...
19 فروردين 1393

اولین چهار شنبه سوری

  پسرم ببخشید دیر به دیر مطلب میذارم آخه عزیزدلم میتونی بدون کمک چند قدم راه بری واسه همین بیشتر از قبل باید مراقب باشم فرصت نمیکنم بیام وبلاگتو به روز کنم. پسر بهاریم امسال اولین  سالیه که با هم چهارشنبه سوری رو جشن میگیریم. مامان جون کلی زحمت کشیده بود و برامون شام درست کرده بود.چون بابایی سرکار بود باباجونی برای این تنها نباشیم صبح اومد دنبالمون با هم رفتیم خونشون. دایی جون به خاطر اینکه مبادا شما از صدای ترقه بترسی نخریده بود فقط آبشاری ، موشک سوتی، هفت رنگ خریده بود.باباجونی تو کوچه آتیش روشن کرده بود وقتی تو رو بردم بیرون همش نگران بودم نکنه از صدای ترقه بترسی ...امّـــــــــــــــــــ...
19 فروردين 1393

لمس بودنت

تمام وجودم ارزانیت پسرم ! تمام وجودم را ارزانیت میکنم، ارزانی خنده های شیرینت ، ارزانی نگاه معصومت و ارزانی قلب مهربانت... ریحانه بهشتی من! آن زمان که نگاهت میکنم تمام غصه ها از دلم رخت میبندد. نهال کوچک باغ زندگیم! شیره جانم را به پایت میریزم تا قد کشیدنت را شاهد باشم، تا به اوج رسیدنت را ببینم... لحظه ای را که نگاهت در نگاهم گره میخورد با دنیا و تمام شادیهایش عوض نمیکنم... مگر من جز شادیت چه میخواهم بهانه زندگیم کاش میدانستی که نفسم به نفست بند است کاش میدانستی شادیم در گرو لبخند زیبایت است و اصلا بودنم به خاطر بودن توست عزیز دل مادر دوستت دارم و به خود برای داشتن نعمتی ...
19 فروردين 1393

آرامش قلبم

  تقدیم به چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه ام. لبخندهای معصومانه و خنده  هایش دلگرمی زندگی ام. از بودنت برایم عادتی ساختی که دور از تو بودن  در باورم نمیگنجد حتی  کوتاهترین فاصله زمانی. اکنون معنای دوست داشتن و عاشق بودن  را بیش از بیش درک میکنم. چه خوب  شد که بدنیا آمدی و چه عالی شد که شدی دنیای  من. همیشه بدان که تا بیکران عشق عاشقانه  دوستت دارم.     پروردگارا شکررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر. میدانم که هر چه سجده شکر به جا بیاورم باز در مقام تو یکتای مهربان کم است پس تشکر عاجزانه بنده حقیرت را بپذیر.&n...
18 فروردين 1393